گزارش سمینار سراسری سالانه تشکل های زنان
و زنان دگر- و همجنس گرای ایرانی در آلمان
کجا ایستاده ایم؟ جنبش زنان ایران: افق ها و چشم اندازها
سیمین اصفهانی
سمینار سراسری سالانه تشکل های زنان و زنان دگر – و هم جنس گرای ایران امسال ایرانی امسال با این عنوان از ۲۶ تا ۲۸ ژانویه ۲۰۰۷ در فرانکفورت با حمایت حزب سبزها و شرکت بیش از ۱۵۰ نفر از کشورهای اروپا و امریکا برگزار گردید.
پروین ثقفی با خواندن شعر زیبای خود به نام سیب، سمینار را آغاز نمود. این شعر با الهام از خوردن سیب ممنوعه توسط حوا به همه آنچه برای زنان در طی قرون ممنوع شده است، می پرداخت. روز جمعه با کابارت پروانه حمیدی در دو قسمت به پایان رسید.
در قسمت اول، وی به نقل از مهشید دولت شاهی طنزی را در باره نویسندگان معاصر ایران ارائه کرد و در قسمت دوم برنامه کابارت موزیکال «مهرجان» را اجرا کرد که مضمون آن به زندگی زنی سیاسی در ایران و تحولات زندگی وی در دوران تبعید پرداخت.
روز شنبه الهه امانی از امریکا سخنرانی خود با عنوان «زنان جوان در رهبری: کلید تداوم توانمندی نهادهای جنبش زنان» سمینار را آغاز نمود. وی در سخنرانی خود به تفاوت های فرهنگی، اجتماعی و تأثیرات آن بر نظرات و خواسته های زنان جوان و مقایسه آن با نسل زنان انقلاب و مسائل، خواسته هایشان و چگونگی برخورد آنان به آن خواسته ها پرداخت. او گفت: تنوع نگاه زنان جوان بسیار گسترده تر از مسائلی است که ما در ذهن داشته و داریم و روش برخورد آنان متفاوت است و در نتیجه جنبش فمینیستی باید با قرار دادن نسل جوان در صحنه رهبری امکان حضور و نقش فعال بیشتری را برای آنان فراهم نماید. نسل جدید درگیر تابوهایی که زنان دوران انقلاب دچار آن بودند، نیست و با استفاده از تکنولوژی جدید و تسلط خود بر آن به اشکال دیگری از تشکل ها و سازماندهی روی می آورد.
برنامه با پرسش و پاسخ خول نظرات خانم امانی ادامه یافت.
شهلا شفیق از فرانسه سخنران بعدی، مطلبی را تحت عنوان «تأثیر متقابل نظرگاه نسبیت فرهنگی و اسلامیسم بر یکدیگر و نتایج آن در جنبش های فمینیستی» ارائه داد. وی ابتدا به تفضیل در باره چگونگی پیدایش و تحول نظریه نسبیت فرهنگی و تحول آن در اروپا پرداخت. نظریه نسبیت فرهنگی امروزه هر گونه عقب افتادگی فرهنگی و به خصوص زن ستیزی را تحت عنوان «تحول دگر اندیشی و فرهنگ بیگانه» مجاز می داند. شهلا شفیق این نوع برخورد را محکوم نمود و سپس به استفاده فمینیست های اسلامی از این نظریه و توجیه تبعیض های اعمال شده بر علیه زنان توسط آنان به تفضیل پرداخت.
وی سپس توضیح داد که جوامع غربی امروز تمامی مسلمانان جهان را بدون توجه به تفاوت های فرهنگی- اجتماعی شان یکی کرده و بدین ترتیب بسیاری از منتقدین برخواسته از این جوامع را نیز به سوی دفاعی از بخشی از هویت خود می رانند. او از این نقطه نظریه انتقاد کرد و گفت که در مقابل نیز جوامع اسلامی همه جوامع غربی را یکی کرده و نظرات موجود در آن را بدون توجه به منشأ و ویژگی های شان رد می کنند. در چنین شرایطی هر دو طرف حقوق زنان را تحت پوشش دفاع از هویت فرهنگی پایمال می نمایند و زنان و دخترانی جوان را به ادامه روش های عقب افتاده و ارتجاعی تشویق می کنند.
شهلا شفیق این مسئله را با اشاره به بحث حجاب در کشورهای فرانسه به طور اخص و در اروپا به طور کلی مورد بررسی قرار داد. وی همچنین بر رابطه سازنده میان جنبش فمینیستی با دیگر جنبش های اجتماعی تأکید ورزید.
در خاتمه حاضران فعالانه به بحث و گفتگو در مورد مسائل مطرح شده پرداختند.
میان پرده« ملکه زنبور عسل با اجرای هایده ترابی زینت بخش این قسمت از برنامه بود. هاید ترابی ناسیونالیسم کور و بی پایه ایرانی را که حتی پیدایش نظریه فمینیست را به منشور کورش ارتباط می دهد را به طنز گزنده، ویژه و هنری خویش به نقد کشید و به کنایه نشان می داد که بدین ترتیب زنان ایرانی برای گرفتن حق و حقوق خود به جای نگاه کردن به آینده باید به گذشته برگردند!؟
بعد از این میان پرده، سمینار با سخنرانی میهن روستا، تحت عنوان «نظرگاه های پنهان و آشکار زیر بحث روسری در آلمان» ادامه یافت.
او در طی سخنرانی خود نظرگاه های جریان های مختلف، احزاب سیاسی حاکم و فمینستها در آلمان را در رابطه با حجاب و یا به قول وی «روسری» به تفضیل مطرح نمود. این بحث ها در آلمان با ممنوع کردن تدریس معلم محجبه افغانی در استان بادن ورتن برگ آغاز گردید. به طور کلی دو نظر در آلمان در این رابطه وجود دارد. نظری که معتقد است روسری سمبل بنیادگرایی اسلامی بوده و پیامی سیاسی – ایدئولوژیک دارد. بخشی از پیروان این نظریه که صدر اعظم آلمان خانم مرکل ازآن دسته است، معتقدند که آلمان کشوری مسیحی است و خارجیانی که در آن زندگی می کنند باید خود را با قوانین آلمان تطبیق دهند.
حتی بخشی از اقلیت ترکها که دنباله رو سیاست دولت ترکیه هستند، از طریق اتحادیه خود در آلمان با حجاب مخالفت می ورزند.
در مقابل حزب سبز ها و بخشی از جنبش فمینیستی آلمان گذاردن حجاب را مسئله شخصی دانسته و ممنوع کردن کار و یا دسترسی به مراکز عمومی را به دلیل حجاب قبول ندارد. فمینیست های آلمانی مخالف حجاب، آن را نشانه تحقیر زن می دانند. آنان بر آنند که از این زنان به عنوان سمبل ایدئولوژیک سوء استفاده می شود.
آلیس شوارزر فمینیست معروف آلمانی با تحقیقات خود می خواهد ثابت کند که پشت این زنان، بنیاد گرایان اسلامی هستند و می گوید: آنان همه زنان آلمانی و اروپایی را ناپاک دانسته و فقط زنان مسلمان را پاک می دانند. این زنان بازیچه گروه های مذهبی هستند.
میهن روستا معتقد بود که فمینیست های چپ آلمانی در مخالفت با راست های این کشور به نادرستی موضع دفاع از حق استفاده از حجاب را برگزیده اند.
در پایان او اظهار داشت که استفاده از حجاب تا زمانی که جنبه ایدئولوژیک و تبلیغی نداشته باشد در حیطه تصمیم شخصی فرد قرار می گیرد اما ما نباید فراموش کنیم که شعار فمینیست ها حق زن بر جسم خویش است و با طرح کردن این شعار باید در مقابل بنیادگرایان اسلامی ایستاد. من این زنان را که حامیان جوامع مردسالار هستند، خواهران خود نمی دانم. آنها مقابل خواسته های ما می ایستند.
پس از بحث و استراحت فرصتی به شادی امین و سعیده سعادت برای معرفی دو کتاب منتشر شده توسط آنان به نام های:
- پیرامون زندگی زنان هم جنسگرای ایرانی در اروپا – آلمان- نوشته سعیده سعادت
- قدرت و لذت – ترجمه شادی امین
داده شد.
قبل از بحث ناهید نصرت سخنران بعدی،خانم ها شهین نوایی، هما شرف الدین و سیمین بصیری یاد مسعوده پژوم (آزاد) (2006 – 1946) را با گفتن خاطرات خود از وی گرامی داشتند. مسعوده پژوم از فعالان کنفدراسیون سراسری دانشجویان ایرانی خارج کشور و عضو اتحادیه ملی زنان بود. از همان آغاز انقلاب مخالف سرسخت رژیم جمهوری اسلامی بوده و همواره در عرصه مبارزات زنان برای احقاق حقوق خود فعالانه شرکت داشت.
از جمله فعالیت های او در سال های دهه 1360 جلب افکار عمومی بر علیه سیاست حجاب گذاری رژیم که حتی گریبانگیر زنان خارج از کشور نیز می شد، بوده است.
عنوان بحث ناهید نصرت «پروسه قدرت و اتوریته در زندگی بیست ساله انجمن زنان ایرانی در کلن آلمان» بود. او ابتدا در مقدمه ای کوتاه مسئله قدرت و اتوریته و تأثیرات منفی آن را بر فعالیت های انجمن های زنان مطرح نمود.
سپس با ارائه تاریخچه ای کوتاه از تحولات رخداده در پروسه زندگی بیست ساله ی انجمن زنان ایرانی کلن، حرکت این انجمن از شکلی تشکیلاتی به فرارویی قدرت بیشتر بین اعضاء پرداخت. سپس به طور ویژه در بررسی خود، پروسه و چگونگی اعمال اتوریته را توسط اساسنامه های مصوب انجمن در سال های پیشین مورد بررسی قرار داد.
به نظر وی با وجود تصویب اساسنامه جدید انجمن در سالهای 2001 – 2002 که امکان عملی مشارکت نظرات مختلف و فعالانه اعضاء در فعالیت ها و تصمیم گیری های انجمن را مهیا می نمود، همچنان تفکرات اعمال اتوریته و قدرت به طور کامل از میان نرفته و این نشاندهده آن است که این تفکر در میان ما زنان برخواسته از جوامع دیکتاتور زده تنها با تغییر برنامه ها و اساسنامه ها و به شکل صوری از میان نمی رود.
شنبه شب، طبق روال معمول هر ساله اختصاص به برنامه های هنری داشت. اولین برنامه هنری نمایشگاه زن و بدن با اجرای هایده ترابی بر اساس کاری از «ال فریده یلینک» بود. هایده ابتدا نویسنده اطریش تبار و برنده جایزه ادبی نوبل 2004 را معرفی نمود. این نویسنده از چپ های فمینیست است و آثارش همواره جنجال برانگیز بوده اند. خود ال فریده پس از دریافت این جایزه گفت: «از سویی از گرفتن جایزه خوشحال است و از طرف دیگر از خود نا امید گشته، چرا که بدون آن که بخواهد آثارش در چارچوبی مورد قبول قرار گرفته اند.»
نمایشنامه زن و بدن، زنی به نام کلودیا را در سه «خویشتن» به هم تنیده معرفی می کرد. کلودیا از یک سو زنی است راضی از آنچه که هست و مخالف تغییر بدن و چهره ظاهری خود برای آن که مورد قبول و «مصرف جامعه سرمایه داری» واقع شود. کلودیای دوم زنی است عروسک گونه که خود را بر اساس نیاز جامعه مصرفی کاپیتالیستی مرد سالار تغییر و ارائه می دهد. او موجودی است بی هویت و تنها نشان وجودش در جامعه، ارائه زیبایی جسم او است که در پلاکادها تبلیغاتی می توان دید (نقش رسانه های گروهی و تبلیغات) و به این ترتیب خود این عروسک معیار و الگویی می شود برای دیگر زنان (عمل های زیبایی و مصرف وسائل آرایش ...) هایده این قسمت را جناب آقای بدن می نامید.
سومین کلودیا تفاوت اساسی با کلودیای اول دارد. او علی رغم آن که می داند آلت دست و مورد استفاده و ابزار فرهنگ مصرفی در جامعه است و از این برخورد با خودش حالش به هم می خورد، اما همچنان در تار و پود این تفکر چنان گرفتار است که برای خود هیچ راه گریزی نمی بیند و بدین جهت نیز به آن تن می دهد.
متأسفانه اجرای هنرمندانه، قوی و زیبای هایده و کار ارزشمندش (ترجمه و نوشتن نمایشنامه و اجرا) مورد توجه عده ای از حاضران قرار نگرفت.
گروه موزیک زنان «لولی»
گلی آواز
آنه ویولن
ساتیام تنبک
برنامه ای به نام یاران من با الهام از کتاب های «حقیقت ساده» از منیره برادران، «نبرد نابرابر» از نیما پرورش و «قصه هنوز بر یاد است» از حسن درویشی تهیه شده بود. اشعار ترانه ها از سروده های زندان «بر ساقه تابیده کنف» گرد آورنده ایرج مصداقی
این برنامه به اعدام زندانیان سیاسی به خصوص به اعدام های سال 1367 می پرداخت.
شب شنبه سمینار با تأثر و اندوه فراوان شرکت کنندگان به پایان رسید.
صبح یکشنبه زا خانم هایده ترابی، سرور صاحبی، ژاله طالب حریری، مهوش صالحی با میزگردی تحت عنوان «نقد و بازنگری سمینار با نام زنان دگر-هم جنس گرای ایران» آغاز گردید.
در این بحث در رابطه اضافه شدن «زنان دگر – و هم جنس گرای ایران» به نام سمینار سالانه زنان گفتگو گردید. موافقین این تغییرات دلایل زیر را مطرح می کردند.
- تاکنون مواضع ما دفاعی بوده است و اکنون برای اعلام هویت باید مسئله دگر و هم جنس گرایی را مطرح نماییم.
- دگر هم جنس گرایی تحت سلطه جامعه مردسالار بوجود آمده و تحمیلی است به شیوه زندگی آزاد و داوطلبانه زنان. باید قدم برداریم و جسارت داشته باشیم، به غیر از این نام تن دادن به مصلحت گرایی است.
- این عنوان تفاوت های زنان را روشن می سازد و اثبات هویت ما است.
تأکید به مصوبه بودن این نام گذاری
و .....
در برابر مخالفین موارد زیر را مطرح نمودند:
- شیوه غیر دموکراتیک و تحمیلی این نامگذاری (تعداد رأی دهندگان به این پیشنهاد یک سوم کل شرکت کنندگان در سمینار 2 سال پیش بوده است) در چنین سمینار فراگیری تقسیم شرکت کنندگان به اعضاء حقیقی و حقوقی درست نیست.
- این نام توضیحی در باره هویت همه ما زنان نیست.
- هیچکدام از تشکل های زنان (محلی) در شهرهای مختلف آلمان این نام را برای خود برنگزیده اند.
- طولانی بودن نام و اشکالات زبانی آن
- و ....
- جمع حاضر در این بحث فعالانه شرکت نمود، تعدادی موافق نگاه داشتن نام سابق سمینار بودند. تعدادی پیشنهاد نام جدید برای سمینار را دادند. اما هیچکدام از این نظرات به پای رأی گیری نرسید و گرداننده میز گرد، پروین ثققی اعلام داشت که این موضوع نیاز به بحث و گفتگوی گسترده تری دارد و در نتیجه تصمیم گیری به آینده موکول شد.
قسمت پایانی برنامه، نقد و انتقادات و تقدیر و تعیین موضوع و محل سمینار سال آینده اختصاص داشت.
عده ای از شرکت کنندگان علی رغم آن که از زیبایی و محتوای قوی کار گروه «لولی» تقدیر کردند بر این نظر بودند که این برنامه با موضوعات سمینار خوانایی نداشته است.
در پایان از 18 موضوع پیشنهادی، 3 تیتر کلی زیر برای موضوع سمینار سال آینده که در برلین برگزار می شود، به تصویب رسید.
1- ما و نسل جوان
2- زنان و مناسبات قدرت
- نهادی شدن تفکر مردسالار در زنان
3- دستاوردهای جنبش زنان در خارج از کشور و تأثیر آن بر فعالیت های زنان ایران
در طول برگزاری سمینار شرکت کنندگان از نمایشگاه نقاشی مینو خواجه الدین با همراهی ایشان بازدید کردند.
گزارش کامل این سمینار در نشریه آرش (ویژه هشت مارس) درج خواهد شد.
3 فوریه 2007










