داستانهای کوتاه :
مترسک
جوینده ، یابنده است
دو قفس
اثری از : جبران خلیل جبران
تهیه کننده : ع - فخر
ادامه مطلب...


نگاهی به
"چپ در ایران، به روایت اسناد ساواک"

"چپ در ایران به روایت اسناد ساواک (کتاب هشتم) چریکهای فدایی خلق" نام کتابی است که از سوی "مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات" به تاریخ "بهار 1380" منتشر گردیده است. انتشار این کتاب در راستای سیاستی صورت گرفته که دست اندرکاران رژیم جمهوری اسلامی از مدتی پیش برعلیه نیروهای چپ و مترقی و نظرات و ایده های انقلابی در جامعه در پیش گرفته اند و آن را به طرق و شیوه های گوناگون پیش می برند ( یا به طور رسمی و آشکار به عنوان وزارت اطلاعات و امنیت رژیم و وابستگان علنی شان - همینطور که این کتاب موید آن است - و یا مثلا با انتشار تز دانشگاهی فلان فرد ظاهرا مستقل و غیروابسته به رژیم در اروپا و امریکا و یا از طریق نویسندگانی در خود ایران که استعداد نویسندگی خود را در خدمت پیشبرد اهداف ضدخلقی رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی قرار داده اند). در این رابطه تحریف تاریخ چریکهای فدایی خلق و خدشه دار کردن چهره مبارزین صدیق و شجاع گذشته یکی از تلاشهای برجسته مرتجعین جمهوری اسلامی و وابستگان آشکار و پنهان آنها در راستای تحقق سیاست فوق الذکر می باشد...
ادامه مطلب...


ديکتاتوری پرولتاريا
نيکولای بوخارين
نيکولای بوخارين (1888- 1938) يکی از برجسته ترين متفکران و تئوريسين های بلشويکها بود که بين سالهای 1918 تا 1929، سردبيری روزنامه پراودا (حقيقت) را بر عهده داشت. او همچنين يکی از بنيانگذاران بين الملل سوم (کمينترن) بود. سرانجام بوخارين در بيدادگاههای استالين (1938) به اتهام کذب خيانت محکوم و تيرباران شد
ادامه مطلب...

اگه باهم بودن آزاديه!
هر دو ما آزاد بوديم
دستهاي عصيانگر
دودنياي
دوشادوش
هر دو ازدوتا كوه مثل دو رود خروشان
و عاصي
جاري شديم!
تو تقاطعي به هم رسيديم!
جدايي ها رو فراموش كرديم
حسرتهارو زمين زديم ...
اگه تلخي كشيدن آزاديه!؟
هر دوي ما آزاديم
اون يه مرغ خار زار بي آشيون
من يه قناري تو قفس
اون شاخه به شاخه ميره و
قلبش رو تو خشكي صحرا ميدمه
و من تقسيم كردم قلبمو ميون
مصراعهاي ياغي
اينجوري كه پيداس
دوست داشتن هميشه به جستجو بودنه!
اينجوري كه پيداس...
دوست داشتن هميشه تو حسرت بودنه!
پيدا كردن، پيدا كردن و ذره ذره به باد دادن!
يه بازيچه رويا
....
تلخي كشيديم روزها
تلخي كشيديم با بغض خفه شده تو گلومون
تو اين مهموني كوتاه
تو غوغاي زلزله
سالها زندگي كردم
دست تو دست تلخي ها
ا گه تلخي كشيدن آزاديه!
هر دوي ما ازاديم
...
اما يه نگاه بغض آلود
ته همه ي اين تلخي ها ميمونه
لرزش و تاري دنياي پيش روم
واسه خاطر نميه كه تو چشام جا خوش كرده
...
اگه تلخي كشيدن آزاديه!
البته كه
من و تو
آزاديم...
شاعر خواننده و مبارز کرد ترکیه

احمد کایا
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.
احمد کایا (به ترکی: Ahmet Kaya)، بنیانگذار سبک اعتراضخوانی در موسیقی کشور ترکیه، و از افراد دموکرات است. معروفترین آلبوم او (منتشر شده به سال ۹۴) «ترانههایم برای کوهها» نام دارد که بیش از ۵/۱ میلیون کاست فروش کرد و جزو پرفروشترین آلبومهای تاریخ موسیقی ترکیهاست. معروفترین اثر او «با گریه هایمان» از همین آلبوم است که محبوبیت زیادی یافت. وی به هر دو زبان ترکی و کردی آواز میخواند.
- در مورد فوت احمد کایای بزرگ عده ای بر این باورند که توسط حکومت فاشیستی ترکیه مسموم شده است.


مجید زربخش
چپ و جنبش دانشجوئی

ادامه مطلب...

● سرگذشت دانه ي برف
اثري از : صمد بهرنگي

يك روز برفي پشت پنجره ايستاده بودم و بيرون را تماشا مي كردم. دانه هاي برف رقص كنان مي آمدند و روي همه چيز مي نشستند. روي بند رخت، روي درختها، سر ديوارها، روي آفتابه ي لب كرت، روي همه چيز. دانه ي بزرگي طرف پنجره مي آمد. دستم را از دريچه بيرون بردم و زير دانه ي برف گرفتم. دانه آرام كف دستم نشست. چقدر سفيد و تميز بود! چه شكل و بريدگي زيبا و منظمي داشت! زير لب به خودم گفتم: كاش اين دانه ي برف زبان داشت و سرگذشتش را برايم مي گفت!
ادامه مطلب...


دیشب، بار دیگر شبکه سه سیمای جمهوری اسلامی اقدام به پخش گزینشی جلسه دفاعیه خسرو گلسرخی و کرامت دانشیان ، ( بدون لحظه ای تصویر کردن کرامت و دفاعیه او) در بیدادگاه رژیم سلطنتی در سال ۵۲ کرد. یکی وزیر ارشاد و روبه روی او مجری عاری از حداقل سواد تاریخی و سیاسی با ادا اطوارهای شبه لمپنی رایج و طناز که در حال تابو شکستن بود و از خسرو گلسرخی سخن می گفت! واکنش ها در برابر شانتاژها و خاطرات سیاسی و آمارها و...
ادامه مطلب...

حالا نوبت شما بود رفيق گلهاي سرخٍ خاوران و كرامت گورستايهاي شيار خورده به خون بي نشان.
حالا نوبت شما شد كه سگ خور شويد تا آخرين " ملا خور" شدهي انقلاب ايران باشيد.
دوباره رفتي روي آنتن، رفيق! دوباره رفتي آن بالا روي آنتن آن سازمان عريض و عجيب. " ان الحيات و عقيدة الجهاد" . سلام رفيق خسرو! دوباره آوردنات روي آنتن تا دوباره رفته باشي سينه كش ديوار. سلام كرامتِ هوا دلپذير شد. فرستادند روي آنتن تا دوباره سرود خودت را بشنوي. پيش از اينها بايد ميفهميديم سرود تو را اگر مصادره كردند و با وقاحت به روي مبارك نياوردند، تو را هم مصادره ميكنند گيرم كمي دير.
ديوانه نشدهاند رفيق! تعجب نكن. اتفاقي نيافتاده. رفاقايت هم تلوزيون را نگرفتهاند. اين آخرين لابههاست.
دلت نگيرد و لبت نلرزد پشت انبوهي سبيلهايت. وقتي شما را كشته بودند يك قانون ادبي مد شد كه ميراثدار تنها 30 سال حق وراثت معنوي دارد. لابد شما هم تاريختان تمام شد كه دست دراز كردند به ميراث اين چپهاي يتيم مانده.
ما يتيم ماندهايم و حالا پدر! نگاه كن ميراثمان را فرستادند بالاي آنتنها تا مثلا فراموش كنيم كه تنمان ميلرزيد همين 6 ماه پيش در گورستان خاوران. همين خاوران پرت و دور را ميگويم كه فوج فوج كرامت و خسرو در آن خواباندند و روش آهك ريختند تا رفقا مهربانانهتر كنار هم جا شوند و ديگر هيچ گلسرخي بر خاكاش نرويد.
تعجب نميكنم. هيچ بعيد نيست فرداي همين روزهاي آخرينٍ ديوار و ميله زرافشان بگويند ميخواهند به دكتر مدال استقامت و رشادت دهند و صداياش را پخش كنند از راديو پيام: " من از خلقام دفاع ميكنم".
بچه خر ميكني بي پدر؟ حالا كه هر چه به ياد مياوريم خون است و خاوران؟ حالا كه تا مادر لب تر ميكند به گفتن نام و نشان عكسهاي توي آلبوم ميگويد: اعدام شد. قبل از اعدام بهش تجاوز كردند. ترور شد. توي درگيري كشتند. فراري شد ... ؟ حالا كه يتيم ماندهها ميراث 16 آذرشان را نعره ميزنند از بالاي درها و ديوارها؟ حالا كه انرژي هستهايات را در دانشگاه وارونه ميگيرند؟
بچه خر ميكني؟ شيطان بزرگ پشت گوشات رجز خوانده، ميترسي و دنبال همترس ميگردي؟
خواب خوش ديدهاي برادر! هنوز آنقدر يتيم نماندهايم كه دست ميراث دزد تو را به دريوزگي ببوسيم. دير كردي برادر! برادركشان تو را يادمان مانده هنوز.
اگر چشمهاي خورشيدي كرامت در آن دادگاه خاموش نميشد، اگر دستان خسرو همان روز فرو نميافتاد، مگر حالا كجا بودند؟ نگو رفته بودند توي كابينه پرزيدنت احمدي نژاد وزير رفاه شوند كه مرغ پخته هم ميخندد. برو بخواب برادر! يتيم هم اگر مانده باشد اين نسل گرفتار گلسرخي را كه تو در دست گرفته باشي بو هم نميكند.
تعجب نميكنم. بگذار به وقاحت ناياب تو بخندم برادر و گلهاي سرخ باغچهام را آب دهم.

زنان خياباني، جوانه های معصوم در خس و خاك
ايران ما- مهري اميري- ”از دريا پرسيدم : اين امواج ديوانهي تو از كرانه ها چه مي خواهند؟ چرا اينسان پريشان و دربدر ، سر بر آستان كرانه هاي از همه جا بي خبر مي سايند؟ د رمقابل سوالم دريا گريست، امواج هم گريستند ، آنوقت دريا گفت : طعمه مرگ فقط انسانها نيستند, بلكه امواج هم ميميرند و اين امواج زنده هستند كه لاشه ي امواج مرده را به گورستان سواحل خاموش به خاك مي سپارند.....”
(از كارو - كتاب شكست سكوت )
ادامه مطلب...

● تلخون
اثری از : صمد بهرنگی
من اينجا بس دلم تنگ است
و هر سازي كه مي بينم بد آهنگ است
بيا ره توشه برداريم،
قدم در راه بي برگشت بگذاريم؛
ببينيم آسمان هر كجا آيا همين رنگ است؟
م. اميد

تلخون به هيچ يك از دختران مرد تاجر نرفته بود. ماه فرنگ، ماه سلطان، ماه خورشيد، ماه بيگم، ماه ملوك و ماه لقا، شش دختر ديگر مرد تاجر، هر يك ادا و اطوارهائي داشت، تقاضاهائي داشت. وقتي مي شد كه به سر و صداي آنها پسران همسايه به در و كوچه مي ريختند. صداي خنده ي شاد و هوسناك دختران تاجر ورد زبانها بود. خوش خوراكي و خوش پوشي آنها را همه كس مي گفت. بدن گوشتالو و شهوانيشان، آب در دهن جوانان محل مي انداخت. براي خاطر يك رشته منجوق الوان يك هفته هرهر مي خنديدند، يا توي آفتاب مي لميدند و منجوقهايشان را تماشا مي كردند. گاه مي شد كه همان سر سفره ي غذا بيفتند و بخوابند. مرد تاجر براي هر يك از دخترانش شوهري نيز دست و پا كرده بود كه حسابي تنه لشي كنند و گوشت روي گوشت بيندازند. شوهران در خانه ي زنان خود زندگي مي كردند و آنها هم حسابي خوش بودند. روزانه يكي دو ساعت بيشتر كار نمي كردند. آن هم چه كاري؟ سر زدن به حجره ي مرد تاجر و تنظيم دفترهاي او. بعد به خانه برمي گشتند و با زنان تنه لش و خوشگذرانشان تمام روز را به خنده و هر و كر مي گذراندند.
ادامه مطلب...

مصطفی مدنی
موضوع وحدت از دو نگاه!
ادامه مطلب...

● پيرزن و جوجه ي طلايي اش
صمد بهرنگي
پيرزني بود كه در دار دنيا كسي را نداشت غير از جوجه ي طلايي اش. اين جوجه را هم يك شب توي خواب پيدا كرده بود. پيرزن روشور درست مي كرد و مي برد سر حمامها مي فروخت. جوجه طلايي هم در آلونك پيرزن و توي حياط كوچكش دنبال مورچه ها و عنكبوت ها مي گشت. از دولت سر جوجه طلايي هيچ مورچه اي جرئت نداشت قدم به خانه ي پيرزن بگذارد. حتي مورچه سواره هاي چابك و درشت. جوجه طلايي مورچه ها را خوب و بد نمي كرد. هم جورشان را نك مي زد مي خورد. از پس گربه هاي فضول هم برمي آمد كه همه جا سر مي كشند و به خاطر يك تكه گوشت همه چيز را به هم مي زنند.
حياط پيرزن درخت گردوي پرشاخ و برگي هم داشت. فصل گردو كه مي رسيد، كيف جوجه طلايي كوك مي شد. باد مي زد گردوها مي افتاد، جوجه مي شكست و مي خورد...
ادامه مطلب...


خسرو ناقد
عاشورا در نگاه ديگران
ادامه مطلب...

گزارش سمینار سراسری سالانه تشکل های زنان
و زنان دگر- و همجنس گرای ایرانی در آلمان
کجا ايستاده ايم؟ جنبش زنان ايران: افق ها و چشم اندازها
سیمین اصفهانی
ادامه مطلب...


خاطرات مبارزان حزب توده ایران
حزب توده ايران پس از شهريور 1320 تا چند سال بزرگترين و فعّالترين حزب سياسى ايران بود و گستردهترين طيف مبارزان چپ رادر بر مىگرفت. هنوز نيز برداشت و دريافت اين حزب از ساخت و كاركرد نيروهاى اجتماعى ايران و روند تاريخى آن ايدئولوژى حاكم برچپ گرايان و حتّى پارهاى از گروهها و سياستگران مخالفى است كه از همان گفتمان سياسى بهرهبردارى مىكنند و دم از مبارزه طبقاتى واز ميان بردن امتيازهاى كاخنشينان مىزنند و شعارشان عدالت اجتماعى، آزادى و رفاه زحمتكشان و مستضعفان و انقلاب و ماننداينهاست.
ادامه مطلب...


اعلام موجودیت فراکسیون کمونیستهای
سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
با درودهای بی پایان به:
کارگران، زحمتکشان و همة انسانهای آزاده که در راه نفی استثمار - ستم طبقاتی و برای صلح، استقلال، آزادی و سوسیالیسم مبارزه می کنید.
رفقا:
عدالت اجتماعی - دمکراسی و رهایی انسانها از یوغ استثمار بدون مبارزه علیه همة اشکال ستم، تنها یک اتوپیا بیش نیست که فقط بکار سیاست بازان می آید نه مدافعان رفع ستم طبقاتی و مبارزین راه برابری انسانها.
بر این بستر بود که حماسه سیاهکل شکل گرفت و صدها هزار انسان شیفته آزادی و برابری را به خود جذب کرد. حماسه آفرینان سیاهکل همانا بنیان گذاران فدائیان خلق با شناخت دقیق از امیال اندیشه و عمل سرمایه داری و ستم طبقاتی ناشی از کنش این سیستم ارتجایی، چنان مبارزه ای را علیه همة ساختارهای سرمایه داری سازمان دادند که پس از نزدیک به 40 سال نه فقط فدائیان بلکه هزاران انسان آزاده، با افتخار از آن یاد می کنند و خاطرات تابناک آن مبارزین راستین را سینه به سینه و نسل به نسل به امانت انتقال می دهند تا خاطرة جانفشانی های چپ کمونیستی در راه راهایی مردم میهن ما از یوغ ستم و استبداد، برای همیشة تاریخ محفوظ بماند.
بر این راستا است که سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) تاریخ برگزاری کنگره دهم را با آن آغاز می کند و بر این بستر ما پیروان سوسیالیسم علمی در مقطع برگزاری کنگره دهم سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) با هدف دفاع از خط مشی بنیان گزاران سازمان در ادامة روند مبارزاتمان علیه همة اشکال ستم ( طبقاتی، اجتماعی، فرهنگی، ملی و . ) تشکیل فراکسیون کمونیستی در درون سازمان را رسماً اعلام می داریم.
ما راهی را پی می گیریم که حماسه آفرینان سیاهکل با هدف دفاع از سوسیالیسم و مبارزه علیه همة اشکال سرمایه داری آغاز کردند.
ما خود را نیروی چپ سوسیالستی می دانیم و در این پیکار طبقاتی صف خود را از سوسیال دمکراتها، محافظه کاران و لیبرالیسم در درون و بیرون سازمان متمایز می بینیم و در این رهگذر دست همه پیروان سوسیالیسم علمی و مدافعان مبارزه طبقاتی را به گرمی می فشاریم.
پیروز باد مبارزات به حق مردم ایران علیه ستم طبقاتی و ارتجاع حاکم
کستردتر باد پیوند فدائیان خلق با کارگران و زحمتکشان
برافراشته باد پرچم سوسیالیسم
به نمایندگی بخشی از رفقا:
مسعود و سیاوش

پای صحبت فرزند یکی از قربانیان دهه شصت
جوانان در خاوران گريه نمی کنند
شیوا اقبالی
ادامه مطلب...


وصيت نامه ی شهید راه خلق
خسرو گلسرخی
« من يک فدايی خلق ايران هستم و شناسنامه ی من جز عشق به مردم چيزی ديگر نيست .
من خونم را به توده های گرسنه و پابرهنه های ايران تقديم می کنمو شما آقايان فاشيستها که خلق ايران را بی هيچ مدرکی به قتلگاه مي فرستيد ايمان داشته باشيد که خلق محروم ايران انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت .شما ايمان داشته باشيد از هر قطره ی خون ما صدها فدايی برمی خيزد و روزی قلب همه ی شما را خواهد شکافت شما ايمان داشته باشيد که حکومت غير قانونی ايران که در ۲۸ سياه مرداد به خلق ايران توسط آمريکا تحميل شده در حال احتضار است و دير يا زود با انقلاب قهر آميز توده های ستم کشيده ی ايران درو و واژگون خواهد شد.
وضمناً يک حلقه ی پلاتين و مبلغ ۱۲۰۰ ريال وجه نقد به خانواده ام يا همسرم بدهند.
خون ما پيرهن کارگران؛خون ما پيرهن دهقانان؛خون ما پيرهن سربازان؛خون ما پرچم خاک ماست»
شاعر و نويسنده ی خلق ايران
خسرو گلسرخي <امضا>


زندگینامه خسرو گلسرخی
خسرو گلسرخی شاعر و نویسنده مردمی در روز دوم بهمن 1322 در شهر رشت متولد شد نام پدرش قدیر بود كه گلسرخی در سن 5/1 سالگی این تكیه گاه را از دست داد مادرش بانو شمس الشریعه وحید نام داشت كه بعد از مرگ همسرش، خسرو و برادر دو ساله اش فرهاد را نزد پدرش حاج شیخ محمد وحید كه در قم می زیست برد. وحید مرد مبارزی بود كه در كنار میرزا كوچك خان جنگلی در نهضت جنگل جنگیده بود و بالطبع هنوز هم همان روحیه مبارزه در وجودش بود خسرو توسط چنین مبارزی تعلیم دید و تحت تاثیر نظرات او قرار گرفت حتی شعرهایی به نام جنگلی ها و دامون در این رابطه گفت (دامون به معنی پناهگاه و انبوهی سیاهی جنگل است). در سال 1341 پدر بزرگش فوت كرد آن زمان خسرو دوران تحصیل ابتدایی و متوسطه را در مدارس حكیم سنایی و حكیم نظامی به پایان رسانده بود و بعد از فوت پدربزرگش می بایست چرخ معاش خانواده را بگرداند او و برادرش فرهاد به تهران عزیمت كردند و در خانه ای كوچك در محله امین حضور سكنی گزیدند او روزها كار می كرد و شب ها درس می خواند...
ادامه مطلب...

حشمت محسنی
ادامه مطلب...

گفت وگوی ریچارد رورتی – جیانی واتیمو
آينده دين پس از متافيزيک
ترجمه: کوروش برادری
ادامه مطلب...


نامه های یک کارگر افغان
با عرض سلام خدمت تمام انسانهای بشر دوست همان طوریکه به همه معلوم هست، راجع به تصمیم گیری جمهوری اسلامی در قبال مهاجرین افغان که در ایران زندگی میکنند، و گفته است که باید اینها اخراج شوند و ...
ادامه مطلب...

سلام انسان درخواستهای نشأط گرفته ازگذشته ی یک دخترافغان به نام پرودگار جهان آفرین پروردگار آسمانها و زمین با نام خدا آغازمی کنم این چندسطررا که محتوای آن دردها و رنجنهای نهفته درقلب یک دخترافغان است. من م س هستم. 18سال سن دارم و درحال حاضردرکلاس اول متوسطه مشغول به تحصیل می باشم. من دوسال ازدرسم عقب مانده ام. به چه علت؟
به علت اینکه یک افغانی هستم.
ادامه مطلب...

ورد زبان یاوهگویان (2)
[ فریبرز رییس دانا ]
یک استاد برجستهی اقتصاد و در واقع یکی از استادان من پیام داده بودند که نظر مرا که در شماره پیش چاپ شده بود قبول دارند و خوشحالند که با این مقوله روبهرو شدهاند. اما ایشان تأکید کرده بودند که ضرورتی نداشت آن حرف و استدلال را در آن گونه لحن و نوشتار قرار بدهم. ایشان زبان مستقیم دانشگاهی را بیشتر میپسندیدند. در مقابل، دوست علاقهمند دیگری نیز نوشته بودند که هم نظر و هم لحن نوشته را دوست دارند و تشویق به ادامهی همان راه و روش کرده بودند زیرا در میدان مخاطبین خاص آن را متنوع و دلپذیر و اثرگذار تشخیص داده بودند.
ادامه مطلب...

ادامه مطلب...

زن و شرق
پشت چادر – نگاهی به درون بایگانی اسلام
· اعتماد به امر زنانه (و فراترازاین به زن بیگانه) مبنای واپسراندهشده اسلام است، نا-اندیشیده آن است، آن چیزی است که اسلام مجاهدت میکند با احداث عمارت پیچیده ایدئولوژیکي، حذف کند، محو کند یا دستکم تحت نظارت بگیرد ؛ اما این چیزی است که مرتب چون صاعقه بر سر اسلام فرود میآید زیرا منبع زندهبودن اواست. پس چرا زن در اسلام دارای چنین حضور آسیبدیده، چنین رسوائی هستیشناختي است که باید در حجاب شود؟ مشکل اصلی، مشکل وحشت برهنگی بیشرمانه آن چیزی نیست که در زیر چادر است، بلکه بیشتر خود طبیعتِ چادر است. میبایست این حجاب زنانه را برطبق خوانش لاکان از لطیفه راجع به رقابت میان زویخِس و پارهاسیوس، دو نقاشِ یونان باستان، فهمید.
نویسنده: اسلاوی ژیژک
ترجمه: کوروش برادری
ادامه مطلب...




منظر حسينی 











